X
تبلیغات
از اينجا به همه جا - خبر سينمايي

از اينجا به همه جا

سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي ، ديني، طنز -دانلود،‌هنر و سینما

به بهانه نزديکي تحويل سال سينماي ايران/
آيا اين سينما توان تحقق اين شعار را دارد؟

"اخلاق، آگاهي، اميد"؛ اين شعار بزرگ‌ترين رويداد سينمايي کشور است که امسال سي​امين دوره خود را تجربه مي​کند و پس از 30 سال تجربه، قرار است ويترين قابل قبولي از 30 سال سينماي انقلاب باشد.

به گزارش رجانيوز، شعار جشنواره اگرچه با هوشمندي انتخاب شده و شايد در جهت منويات عالي​ترين مقام فکري و راهبردي کشور نيز باشد اما دغدغه اجرا و تحقق آن در وضعيتي که سينماي کشور حال و روز زياد خوبي ندارد، کمي نااميد کننده است.

همواره دغدغه دلسوزان نظام، توجه به همين سه ضلع حياتي در هنر برآمده از خانواده نظام جمهوري اسلامي بوده است، اخلاق که هنر انقلاب را با هنر براي هنر زاييده تفکر لبراليستي و اومانيستي که مديوم سينما را پنجره​اي ديگر با جذابيت بسيار بالا براي تکرار آندولس در تمام سرزمين​هاي عالم مي​داند و از اين رهگذر به دنبال بازگشت به دوران استعماري با پوسته جديد «شبيخون فرهنگي» است. سينما را هنر – صنعتي براي سرگرمي و سکس مي​داند و از هر سوژه​اي حتي تاريخ و تمدن بشري نيز براي به تصوير کشيدن اين عناصر بهره مي​جويد. و اين سهم سينماي انقلاب است تا وارونگي هنر براي هنر را با هنر خود به دنيا به اثبات برساند و سينما را پنجره​اي براي به تصوير کشيدن اخلاق و آداب انساني و اسلامي بداند و در اين مسير گام بردارد.

آگاهي به عنوان ضلع دوم سينماي مطلوب انقلاب، بازهم طعنه اي است بر سياست​گذاري​هاي کلان غول سينماي جهان که تنها سرگرمي را عنصر سازنده صنعت سينما مي​داند و دست بر قضا براي گمراهي و نيل به جادوي جهل پرده نقره​اي، عنصر «دانايي و آگاهي» را از سينما خط مي​زند و يا با قلب آگاهي و انديشه ناب، مقاصد سياسي خود را از پس تاريک و روشن سالن سينما به ذهن مخاطب مي​رساند. توليدات انبوه سينماي شرق و غرب در سال‌هاي اخير در پي موج سازي سياسي براي ابرقدرت​ها نشانه خوبي از اين سياست سياه سينما در خارج از اين مرز و بوم است. حال اين توقع زيادي نيست که سينماي انقلاب عنصر «آگاهي» را جزيي جدايي ناپذير در پوسته و پسته توليدات خود قرار دهد و در دام سرگرمي و سياه نمايي که هردو خيانت به مخاطب هنر است، نيافتد.

عنصر سوم که تاکيد مکرر رهبر عزيز انقلاب است؛ ايجاد روحيه اميد با استفاده از بيان هنري. امروز تمام جوامع بشري در تکاپوي يک اميد جهاني از وال استريت تا ميدان التحرير از کرانه باختري تا حاشيه دجله، به دنبال يک خشم و خروش مقدس، نيازمند اميد است؛ آنها اگر به ايران اسلامي اميد دارند، چرا هنر انقلاب به اين نظام اميد نداشته باشد و چرا محصولات هنري و در راي تاثيرگذاري و جذب مخاطب؛ هنر سينما؛ از اين عنصر غفلت کند؟ وظيفه ذاتي سينما همراهي با فطرت مخاطب است و از آنجا که زبان سينما هم يک زبان بين المللي است؛ چطور ما به عنوان يگانه انقلاب قرن، عنصر اميد را از سينماي خود حذف مي​کنيم و با افه​هاي شبه روشنفکري، اميدآفريني را نوعي سفارشي سازي مي​دانيم؟
 
جشنواره فيلم فجر به عنوان تحويل سال سينماي ايران، اگر بتواند در امتداد اضلاع اين مثلث هوشمندانه، گام بردارد مطمئنا مسير تازه​اي در برابر اين معجزه هنري قرن و رسانه بي​نظير سينما قرار داده است. جشنواره سي​ام اگرچه با اميد به برداشت محصولي سي​ساله قدم در آغازين راه هاي خود تا مرحله اجرا گذاشته، اما مي​توان اميدوار بود با همت سينماگران و دغدغه​مندان انقلاب، به تحقق اين شعار خوب و قابل تامل، نزديک شود.

اگرچه دست​اندرکاران جشنواره فجر به تنهايي نمي​توانند براي تحقق اين شعار اهتمام ورزند و بدنه سينماي کشور که متاسفانه زياد احوال خوشي ندارد بايد به کمک اين شعار بيايد و با نگاهي مثبت آن را به عمل نزديک کند؛ شعاري که بدون ترديد، در صورت تحقق، جايي براي عرض اندام شبه روشنفکرهاي فرم زده و غرق شدگان در زرق و برق سينماي هاليوود و عاشقان سينه چاک باليوود نخواهد گذاشت.

بايد منتظر ماند و ديد آيا جشنواره سي​ام فيلم فجر بازهم گرفتار روزمرگي و مصلحت مي​شود و يا تا انتها از اين شعار حساب​شده و راهبردي، دفاع مي​کند

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 1:34  توسط مرتضی  | 

تخریب حجاب در سینما و تلویزیون
به گزارش پایگاه خبری 598 به نقل از خبرگزاری دانشجو، حجاب به شکل های گوناگون در سینما و تلویزیون ما دارد تخریب می شود، بیشتر مواقع انسان‌های با کمال و جمال را در قالب افرادی بدحجاب و بی‌حیا به تصویر مي كشد.
 
بسیار درد آور است که نمایش زنان آسیب‌دیده ایرانی با چادر و چارقد به شیوه‌ای غیرقابل تغییر در سینما تبدیل شده است؛ به طوری که که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجبه، احتمال نمی‌دهد که او همسر یکی از تجار ثروتمند، استاد دانشگاه، مدیر و... باشد؛ زیرا در بیشتر فیلم ها اشراف‌زادگان و شخصیت های پولدار با موهای نیمه باز، مانتو و لباس فاخر به تصویر کشیده می‌شوند.
 
باید قبول کرد که امروزه در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی می خواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند او را به صورت زنی چادری به تصویر می کشند و دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر بدون حجاب به تصویر می کشند؛ هر چند که امروزه مادربزرگ ها هم کمی متفاوت تر شده و با چهره و لباسی جوان تر در سینما و تلویزیون ظاهر می شوند.
 
این تنها در نقش های خانوادگی منتهی نمی شود، بلکه در سینما و تلویزیون وضعیت ظاهر افسران زن هم همیشه در قالب زنان چادری بوده، و این ظاهر موجب شده است نگاهی که به زنان چادری در جامعه می شود به دید یک مأمور باشد.
 
البته ناگفته نباشد انتقاد استفاده از چادر برای ماموران زن برای حذف این پوشش نیست، بلکه انتقاد به نوع طراحی لباس بازیگرانی است که در این نقش ها بازی می کنند.
 
این انتقاد به بازیگران نقش دانشجو هم وارد است؛ زیرا در برخی از فیلم های ایرانی دیده شده است که دختر با حجاب پس از وارد شدن به دانشگاه بدحجاب می شود؛ آسیب دیگر این صحنه ها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب می کنند.
 
متاسفانه در بسیاری از فیلم ها و سریال ها شاهد آن هستیم که دختر بدحجاب با افتخار وارد محضر شده تا از همسرش جدا شود و شاهد ازدواج اجباری دختر باحجابی است که به زور پدر باید ازدواج کند؛ و یا اینکه مدیران زن همه با حجاب هستند و موجب اخراج زیردستان بدحجاب خود که اکثرا هم بی گناه هستند، می شوند. یا دختران بدحجابی که از وضع مالی خوب برخوردار بوده و به دختران با حجاب فخر می فروشند.
 
این القائات موجب شده است که جامعه محجبه بودن را نشان دهنده انسان های عقب مانده، فقیر، ضعیف و بی سواد تلقی کرده و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجبه، احتمال نخواهد داد که شاید او یک دکتر و یا استاد دانشگاه یا دانشجو و مدیری موفق باشد.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 14:9  توسط مرتضی  | 

گفتگوی598باحجت‌الاسلام اشرفی،پژوهشگرفلسفه‌هنرورسانه:
نگاهی متفاوت به فاکتورهای جذابیت در سینمای غربی و دینی
آیا خشونت و هیجان و سکس و کمدی که چهار عامل اصلی جذابیت در فیلم های غربی اند، در فیلم سازی دینی نیز می بایست مورد استفاده قرار گیرند؟ برخی معتقداند که نه، برخی می گویند آری و برخی دیگر استفاده ی کنترل شده را تجویز می کنند. اما در گفتگوی زیر، دیدگاه چهارمی ارائه می شود. همچنین به این سوال که آیا چیزی به نام "عوامل جذابیت ایمانی فیلم" هم وجود دارند، پاسخ داده می شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 12:50  توسط مرتضی  | 

سلحشور در پاسخ به جنجال و حاشیه‌سازی جریان روشنفکری سینما:
خوبان فیلم‌سازی می‌دانند که منظور من از مفسدین سینما كيست/ بر سر مواضع خود در اصلاح فضای گناه‌آلود سینما و تلویزیون ایستاده‌ام

چهارشنبه گذشته برنامه "گفت‌وگوی روز" از رادیو گفت‌وگو، "بحران اخلاق در سینمای ایران" را موضوع خود قرار داد. این برنامه به بهانه موضع‌گیری‌های اخیر فرج‌الهت سلحشور کارگردان سینما و تلویزیون در رابطه با فساد موجود در سینمای ایران و واکنش‌های تند برخی از اهالی سینما نسبت به این سخنان، با او و حجت‎الاسلام حمید رسایی (نماینده کمسیون فرهنگی مجلس در شورای بازبینی فیلم‌ها و مدیر مسئول هفته نامه 9 دی) و همچنین سید ضیاء هاشمی (رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان) به گفت‌وگو نشست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 15:42  توسط مرتضی  | 

درسی که سینماگر تونسی به بازیگران ایرانی داد+ عكس

سینماگران تونسی با رعایت حجاب اسلامی در مراسم نکوداشت سه نسل از سینماگران ایران درس بزرگی به هنرپیشگان ایرانی داد.

به گزارش عصر امروز، مراسم نکوداشت سه نسل از سینماگران ایران در حالی ۱۷ آبان ماه با حضور اهالی سینما و هیات سینماگران تونسی در هتل استقلال تهران برگزار شد که موضوع حجاب و پوشش بازیگران زن ایرانی بار دیگر به یکی از حاشیه های همیشگی مراسم های سینمایی تبدیل شد.

نکته ای که در این میان هیاهو و واکنش های تهاجمی به اظهارات تند سلحشور مورد غفلت قرار گرفت، دغدغه بسیاری از افراد انقلابی دوستدار هنر و سینما است.

وضعیت تاسف بار حجاب و عفاف در سینمای ایران نکته ای بود که شاید سلحشور نیز نتوانست آن را به خوبی تبیین کند، اما دو هفته پیش در کمیسیون غیرعلنی مجلس با حضور ورزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت که البته باید دید خروجی این جلسات چه خواهد بود.

سینماگر نونسي حاضر در مراسم

به گزارش عصر امروز، به ذوق زدن نوع پوشش بازیگران و هنرمندان زن ایرانی حاضر در مراسم نکوداشت سه نسل از سینماگران ایران در مقابل بازیگران و هنرمندان زن تونسی حاضر در مراسم که حجاب اسلامی را رعایت کرده بودند از نکات تاریک این مراسم بود.

به نظر می رسد، هر چند که کشورهای در حال بیداری منطقه از جمله تونس برای تغییر در نظام کشورشان از انقلاب اسلامی ایران الگو می گیرند اما این بار در حوزه هنر و هنرنمایی داستان به شکل دیگری است و این بار هنرمندان و بازیگران سینمای ما باید حجاب و عفاف هنرمندان تونسی را نصب العین خود قرار دهند.

کد خبر:107230 -
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 21:5  توسط مرتضی  | 

نقد و بررسي آخرين ساخته ميركريمي

نظر كيهان درباره يه حبه قند و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي

شگفت از حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي است كه گويا وظيفه تبليغ و اشاعه فرهنگ اسلامي داشته و دارد ولي.......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 20:7  توسط مرتضی  | 

نوشته‌اي از رحيم مخدومي؛ نويسنده برجسته دفاع مقدس/
سناریوی به آتش افکندن سلحشور

رحيم مخدومي (نويسنده برجسته دفاع مقدس و جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي): این روزها وقتی تیتر خبرهای مربوط به فرج الله سلحشور را می خوانم، احساس می کنم با یک سناریو مواجهم. سناریویی که نویسنده و کارگردانش بازیگرها را از همه طیفی انتخاب کرده و انصافاً خوب هم کارگردانی می کند.

این داستان که نقطه ی اوجش ذبح تنها فیلمساز دغدغه‌مند قصه های قرآنی‌ست، با یک اشتباه لفظی سلحشور - در مصاحبه ای تأیید نشده با یک خبرنگار رند- جرقه خورده و قرار است با پیگیری های پی در پی و شبانه روز کارگردان، روز به روز و ساعت به ساعت شعله ورتر شود، تا مرحله ی درآتش افکندن قهرمان فرا برسد.

سلحشور کارگردان بزرگی است، پس حتماً و حتماً باید کفه‌ی ضد قهرمان، هم‌وزن قهرمان داستان باشد تا یک درام قوی اتفاق بیفتد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 18:38  توسط مرتضی  | 

نقد «یه حبه قند»/
سنت بدلی، سینمای بدلی

گروه فرهنگي- مهدي فاطمي:

1- "یه حبه قند" برای ثابت کردن خودش، چیزهایی دارد. رنگ، نور، لباس، موسیقی، دکور، بازی‎های خوب و جزئیات فراوانی که با آنها می‎شود به جای دو ساعت فیلم، دو ساعت کارت پستال ببینیم. با اینها و کلیشه‎هایی مثل میوه‎ انداختن در حوض، خاطره‎بازی می‎کند با یک زندگی سنتی "انقراض یافته و دست نیافتنی" برای عموم شهری‎ها و البته ادعای بزرگی دارد: تصویر کردن یک خانواده ایرانی سنتی. فیلم نه تنها از پس این ادعا برنمی‎آید، بلکه چون مقوّمات اصلی یک فیلم سینمایی را ندارد، علی‌رغم دقت مینیاتوری در جزئیات فرعی، می‎تواند مضمون خودش را قربانی کند و می‎کند. یعنی می‎خواهد سنت و آداب یک خانواده ایرانی سنتی را نشان دهد، اما سنتی را نشان می دهد که فقط به کار صحنه‎آرايی می‎آید ولی نمی‎تواند روابط آدم‎ها را تعریف یا بحران‎ها را حل کند و یا دست کم آدم‎های متعین و محصُّلی را به تصویر بکشد. چرا؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 18:36  توسط مرتضی  | 

دیشب در برنامه‌ی هفت چه گذشت؟
گزارش یک خشم!

شاید شب گذشته هنگامی كه ارتباط تلفنی برنامه‌ی "هفت" با مریلا زارعی برقرار می‌شد تا او به عنوان نائب رئیس انجمن بازیگران ایران درباره‌ی آخرین وضعیت جسمانی دو بازیگر قدیمی سینما اطلاعاتی را به مخاطبین بدهد، کسی فکر نمی‌کرد که انتقادهاي تند او از اظهارات جنجالی سلحشور و برخی صحبت‌های هفته‌ی گذشته‌ی حجت‌الاسلام حمید رسایی، بتواند برنامه‌ی "هفت" را بعد از مدت‌ها رکود، کمی جذاب‌تر و جنجالی‌تر کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 14:33  توسط مرتضی  | 

روز قدس سینمای ایران

چرا باید « شکارچی شنبه » را دید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 13:4  توسط مرتضی  | 

مهران مدیری در شبکه موسیقی PMC!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 12:57  توسط مرتضی  | 

شکارچی شنبه و گلايه از حزب اللهی‌ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 12:55  توسط مرتضی  | 

پرفروش‌ترین آثار دنباله‌دار تاریخ سینما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 23:14  توسط مرتضی  | 

 چینه چیتا تا تبعات جنگ جهانی اول
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 23:11  توسط مرتضی  | 

ادامه جنجال در مورد سخنان سلحشور/
وقتی حزب‌اللهی‌های سینما به جان هم می‌افتند!

گروه فرهنگي- امير ابيلي: ظاهراً قرار نیست جنجالی که فرج‌الله سلحشور با مصاحبه‌‌ی اخیرش در سینمای ایران به راه انداخت، به این زودی‌ها ختم به خیر شود. بعد از سر و صداي زيادي که رسانه‌های جریان روشنفکری درباره‌ی این مصاحبه و اظهارات صريح سلحشور به‎راه انداختند و نامه‌ی پنج تن از بازیگران زن سینمای ایران به وي و متعاقباً عذرخواهی او از جامعه‌ی بازیگران زن سینمای ایران و همچنین تصحیح سخنانش در خبرگزاری فارس، انتظار می‌رفت که حاشیه‌های این ماجرا به اتمام رسیده باشد، اما مسعود ده‌نمکی با نامه‌ی تند و تیزش خطاب به سلحشور، باز هم این داستان را به صدر اخبار فرهنگی این روزهای ایران برگرداند.

ده‌نمکی روز پنج‌شنبه‌ نامه‌ای انتقادی خطاب به سلحشور در وبلاگ شخصي‌اش قرار داد که هنوز زمان زیادی از آن نگذشته، به تیتر اصلی تعداد زيادي از روزنامه‌ها و سایت‌ها تبدیل شد و موجب احیاي مجدد ماجرای رو به فراموشی سخنان سلحشور در رابطه با سینمای ایران شد.

وی در ابتدای اين نامه در انتقاد به موضع‎گیری سلحشور نسبت به ماجرای بازی آنجلینا جولی در اخراجی‌های4 که از اساس دروغی بیش نبود و جزو تبلیغات مرسوم چند سال اخیر سینمای ایران به حساب می‌آمد، نوشت: «دفعات قبل كه حضرتعالی خود را در جايگاه مدعی العمومی اهالی جبهه و جنگ مي‌گذاشتيد و به جاي نقد با ادبيات سخيف به بنده و فيلم حمله مي كرديد، با خود می گفتم شايد کثرت حضور و بازی در فيلم‌هاي دفاع مقدس و صحنه‌هايي كه ایفای نقش كرده‌ايد، حضرتعالي را دچار توهم كرده و خود را همه جبهه و جنگ، باور كرده ايد و هنوز از حس بازی خارج نشده اید وگرنه اگر ذره ای نسبت به شهیدانی که نقش‌شان را بازی می کردید، شناخت داشتید، لابد می دانستید که در جبهه گردان میثمی‌ها هم بوده‌اند. (شما را ارجاع می دهم به خواندن کتاب کوچه نقاش‌ها و یا کتاب حر انقلاب زندگی‌نامه شهید شاهرخ ضرغام)

راستی می شود برای تنویر افکار عمومی بفرمايید به جز حضور در شهرک سینمایی دفاع مقدس چقدر در خط مقدم تشریف داشتید که این‌چنین به خود حق می‌دهید دیده‌های عینی دیگران در جنگ را نفی کنید و فقط شنیده‌های خود را حق بدانید...»

این بخش از سخنان ده‌نمکی به دلیل سخنانی بود که سلحشور چندی قبل در مصاحبه با روزنامه تماشا بیان کرده بود. وی در آن مصاحبه گفته بود: «امثال ده‌نمکی چون گمان می‌کنند مذهبی هستند و سر از کار مملکت در می‌آورند و جبهه و جنگ را درک کرده‌اند، متأسفانه چنین خطاهایی می‌کنند. متأسفم آقای ده‌نمکی زنی را به ایران دعوت کرده که همه عالم او را به بدکارگی می‌شناسند و او فساد و هرزگی را را در همه آثارش به نمایش می گذارد. آقای ده‌نمکی برای ساخت فیلمی دینی و اخلاقی از جولی استفاده می‌کند؟ این خانم سالم است؟ این خانم می‌تواند در سینمای دینی بازی کند؟ لابد چون اقای ده‌نمکی گفته، اشکال ندارد اگر کارگردان‌های دیگر چنین غلطی می کردند، آنها را به صلابه نمی‌کشیدند؟ البته آقای ده‌نمکی شهدا و بسیجیان مارا یک مشت لات و چاقوکش و فاسد نشان می‌دهد. لابد چون آقای ده‌نمکی هستند، اشکال ندارد.»

اما جنجال اصلی را آن قسمت از سخنان ده‌نمکی به راه انداخت که به موضوع جنجال اخیر و صحبت‌های سلحشور درباره سینمای ایران می‌پرداخت. وی در ادامه‌ی نامه‌اش می‌آورد: «براي كوبيدن سينماي هاليوود و بازيگران بعضاً مسئله دارش، نيازي به آسمان به ريسمان بافتن و اتهام زدن نيست. خوب و بد در هر صنف و هر لباسی هستند، اما نمی‌توان اینگونه حکم کلی صادر کرد. براي دفاع از دين و انقلاب و حرف‎هاي‌تان با قول احسن به ميدان بياييد. ادبيات شما نسبت به من كه مثلاً به قول خودتان خودی بوده و سابقه جنگ و انقلابی‌گری دارم به حاكمان معبد آمون بيشتر مي‌آيد تا حضرت يوسف چه رسد به دیگرانی که باید به قول رهبری باید به فکر جذب حداکثری آنها باشید.

با ادبیات یزیدی نمی‌شود حرف‌های حسینی زد. مگر در همین سینما و با همین بازیگران صدها فیلم دفاع مقدسی و یا دینی و یا تاریخی ساخته نشده است؟ خود شما بازیگران و عوامل سریال‎تان را از آسمان هفتم که نیاورده‌اید؟ چند نفر از شما و دوستانی که در حوزه هنری با پول بیت‌المال تربیت شدند تا سینمای انقلاب را بسازند، همانطور که اول انقلاب بودند مانده‌اند؟»

«کجای دین به شما اجازه می دهد خود را بهتر از دیگران بدانید؟ اینگونه قضاوت تفرعن و تکبری در خود دارد که عالمان دین هم از آن پرهیز می کنند، چه رسد به من و شما که به تعبیر شهید آوینی همه ما برقله آتش‌فشان خانه ساخته ایم. نکند مصداق این شعر معروف باشیم که:

عابدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند»

اما نکات قابل بررسی در مورد این نامه را به دو حوزه می‌توان تقسیم کرد؛ یکی درست یا غلط بودن اساس صحبت‌های ده‌نمکی و همچنین سخنان عجیب سلحشور و دیگری تبعاتی که این قبیل موضع‌گیری‌های کارگردانان مذهبی علیه هم، به بار خواهد آورد.

اما اگرچه برخي از نقد‌های مسعود ده‌نمکی درباره‌ی موضع‌گیری فرج‌الله سلحشور درست است و به سخنان جنجالی سلحشور نيز چند انتقاد عمده وارد است كه در ادامه به آن‌ها اشاره شده است اما نکته‌ای که باید گفت این است که با همه‌ی این موارد نمی‌توان نحوه‌ی برخورد ده‌نمکی را با این موضوع تائید کرد.

شاید اگر ده‌نمكي نگاهی به نشریات و سایت‌هایی که سخنانش را تیتر اصلی خود کرده‌اند، بیندازد، متوجه شود که این نوع برخوردها نه‌تنها به نفع جبهه‌ی فرهنگی انقلاب نیست، که حتی موجب دشمن شاد شدن نیروهای اندک حزب‌اللهی سینما هم خواهد شد.

شاید اگر ده‌نمکی با سعه صدر بیشتری با این ماجرا برخورد می‌کرد و انتقادات خود را به نحو دیگری به گوش سلحشور می‌رساند، هم اثرگذاری سخنش بیشتر می‌شد و هم جبهه‌ی فرهنگی انقلاب از این اختلافات آسیب نمی‌دید،‌ آنچنانكه خود ده‌نمكي نيز تأكيد ويژه‌اي بر نگاه جبهه‌اي در جبهه فرهنگي انقلاب دارد و برخي از انتقادها از خودش را نيز با همين نگاه تقبيح مي‌كند.

اما در مورد اظهارات آقاي سلحشور نكات زير گفتني است، اگرچه وي روز جمعه نيز در غرفه رجانيوز حضور يافت و صميمانه به برخي از پرسش‌ها پاسخ داد اما هنوز ابهام‌هايي از اين دست وجود دارد:

1- قطعا این قبیل سخنان تند و همراه با توهین نیروهایی که به انقلابی و حزب‌اللهی بودن معروف هستند، نه‌تنها کمکی به بهبود حال و روز وخیم سینمای ایران نخواهد کرد، بلکه موجب می‌شود که روشنفکران به راحتی دست به مظلوم‌نمایی بزنند، در حالی که به واقع این نیروهای مذهبی و انقلابی‌اند که در فرهنگ ایران به‌ويژه سینما و تلویزیون مظلومان حقیقی هستند.

2- پیامد دیگری که این نوع سخنان در پی دارد، بدنه انقلابی و متدین را بیش از گذشته از سینما دور خواهد کرد و قطعا این موجب خواهد شد که سینما برای همیشه در ید قدرت روشنفکران ضد نظام باقی بماند. آیا آقای سلحشور به این موضوع فکر کرده‌اند که در حالی که همه‌ی دوست‌داران نظام و انقلاب، علاج بیماری فرهنگ ایران را حضور هرچه بیشتر نیروهای معتقد و متدین در این بخش می‌دانند، این سخنان ایشان و دور کردن هرچه بیشتر نیروهای مذهبی از حوزه فرهنگ، به‌ويژه سینما، چه آسیبی را به همراه خواهد داشت؟

3- جناب سلحشور در حالی اساسا سینما را زیر سوال می‌برند و به اعضای آن (حتی با وجود داشتن تفکراتی خلاف تفکرات ایشان) توهین می‌کنند که این درست نقطه مقابل منویات رهبر انقلاب است. رهبر انقلاب در دیدار سال 85 خود با کارگردانان سینما می‌فرمایند: «از اول که خواستیم این جلسه تشکیل بشود، من دو هدف را دنبال می‌کردم؛ یکی‌ اینکه خواستم به سینماگران کشور احترام کنم؛ در واقع به سینمای‌ کشور. من این نشست و انعکاس بیرونی‌ این را به معنای‌ تکریم هنر سینما و هنرمندان سینما تلقی‌ کرده‌ام و دوست دارم این احساس در کشور گسترش پیدا کند و اهمیت سینما برای‌ همه آشکار شود. هر کسی‌ داعیه‌ای‌ دارد، جهت‌گیری‌‌ای‌ دارد و توقعی‌ دارد؛ اما بالأخره همه بر این معنا اتفاق نظر داشته باشند که این هنر بسیار پیچیده و برجسته‌ی‌ سینما، برای‌ کشور یک ضرورت و یک نیاز است.»

«هنر سینما - همان طور که گفتید - بلاشک یک هنر برتر است؛ یک روایت‌گر کاملاً مسلط - که هیچ روایت‌گری‌ تاکنون در بین این شیوه‌های‌ هنری‌ِ روایت یک واقعیت و یک حقیقت، تا امروز به این کارآمدی‌ نیامده - و یک هنر پیچیده و پیشرفته و متعالی‌. شما این دریچه را دمِ دست دارید؛ یعنی‌ دریچه‌ی‌ سینما به سوی‌ معارف و پرتوی‌ که از این دریچه به داخل افکنده می‌‌شود. این دریچه در اختیار شماست.»

دقت کنید به اینکه رهبری چطور از هنر سینما و سینمای ایران و اعضای آن با احترام یاد می‌کنند.

کد خبر:106229 -
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 23:59  توسط مرتضی  | 

ماجرای «حاتمی‌کیا کٌشی رسانه‌اي» چيست/
ورود ابراهیم به منطقه‌ی ممنوعه!

گروه فرهنگي- مهدي آذرپندار: ماجرای پروژه‌ی "حاتمی‌کیا کٌشی رسانه‌ا‌ی" از یک نامه شروع شد. نامه‌ی حاتمی‌کیا به میرکریمی و انتقاد او از فیلم آخر اصغر فرهادی به بهانه‌ی تحسین "یه حبه قند". نامه‌ای که با این جملات آغاز می‌شد: «خير ببيني آقا سيدرضاي ميرکريمي. کام‌ات شيرين. اگر اين حَبّه قندت نبود، يادمان مي‌رفت کجايي هستيم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس‌نشان ايستاده بوديم تا از سرزمين هميشه آفتاب‌مان به جبرِ همكار تلخ‌مزاج، همه مهر دروغ بر پيشاني، متقاضي پناه به سرزمين هميشه ابري بگيريم.»

در ادامه، همان‌طور که انتظار می‌رفت، طعنه‌های گویای حاتمی‌کیا به فرهادی و انتقاد او از روند فیلم‌سازی همکار تلخ مزاجش در شکایت بردن به بیگانه، بی‌پاسخ نماند. از همان ابتدای انتشار این نامه، دیکتاتوری رسانه‌ای روشنفکری، توهین به حاتمی‌کیا را در دستور کار خود قرار داد و از هیچ کاری در جهت محکوم کردن این نامه دریغ نکرد. از نوشتن یادداشت‌های انتقادی و حسود خواندن حاتمی‌کیا در این یادداشت‌ها گرفته تا کشیدن کاریکاتور عجیبی از او و انتشار گسترده‌ی آن در شبکه‌های اجتماعی، همه و همه به کار گرفته شد تا به حاتمی‌کیا فهمانده شود که نباید وارد برخی مناطق ممنوعه‌ی سینمای ایران شد.

البته این اولین باری نبود که حاتمی‌کیا لب به انتقاد از "جدایی نادر از سیمین" می‌گشود؛ او در ایام نوروز 90 هم با حضور در برنامه‌ "راز" نادر طالب زاده، از آخرین فیلم فرهادی شدیداً انتقاد كرد؛ اما گويا سانسورچی‌هاي خوش سلیقه‌ی صداوسیما که تاب انتقاد از فرهادی را در خود و مدیران بالادستی نمی‌دیدند، خط قرمز جدیدی برای ممنوعیت انتقاد از فرهادی و "جدایی نادر از سیمین"‌اش در تلویزیون تعریف كردند(!) و بدین ترتیب، بخش عمده‌ای از گلایه‌های حاتمی‌کیا از "جدایی نادر از سیمین" روي آنتن نرفت! با این حال، همین انتقاد سانسور شده و نیم بند هم با واکنش تند فرهادی روبرو شد و او در مصاحبه با همشهری جوان، به انتقاد حاتمی‌کیا چنین پاسخ داد: «ایشان با شعورتر از آن هستند که این حرف را از سر اعتقاد و صداقت گفته باشند.»

اما گویا انتقاد دوباره‌ی حاتمی‌کیا از روند سیاه‌نمایی در فیلم‌های ایرانی برای تصاحب خرس‌ها و شیرها و نخل‌ها، دیگر برای جریان روشنفکری قابل اغماض نبوده و كاسه صبر اين جريان موظف به سياه‌نمايي را لبريز كرده است؛ چنانچه حاتمی‌کیایی که تا همین چند وقت پیش به دلیل شائبه‌هایی در مورد اکران فیلم آخرش –"گزارش یک جشن"- به عزیزکرده‌ی نشریات سینمایی و رسانه‌های روشنفکری تبدیل شده بود، حالا زیر فشار شدیدترین توهین‌ها از سوی همین مطبوعات و رسانه‌های مجازی قرار دارد و این فشار رسانه‌ای، مصداق همان خفقانی است که حاتمی‌کیا در برنامه‌ی راز به آن تعریضی زده بود: ‌«خفقانی که هنرمند با هنرش ایجاد می‌کند، صد برابر بدتر از خفقان سیاسی است.»

شدت این توهین‌ها به حدی بود که رضا میرکریمی را هم وادار کرد تا اعتراض خود به این هژمونی رسانه‌‌ای را چنین علنی کند: «خیلی برایم عجیب است که بین خودمان و در حوزه‌ی سینما این قدر کم طاقت شده‌ایم. این‌قدر ظرفیت‌مان کم شده است... من چیزی در متن آقای حاتمی‌کیا غیر نقد فیلم فرهادی ندیدم و هیچ جایش ندیدم به خود فرهادی توهینی شده باشد... اما از جهاتی دلم شکست وقتی این قدر با حاتمی‌کیا بد برخورد شد. به او می‌گویند حسود، کاریکاتورش را می‌کشند که خیلی زننده بود و اصلا دوست نداشتم. همچنان فکر می‌کنم فرهادی و حتی خود من حق داریم اگر روزی حاتمی‌کیا فیلم بد ساخت، خیلی راحت و صریح و راجع به فیلمش نظر بدهیم. فکر می‌کنم این فضا برای همه باید وجود داشته باشد.»

اما نقل ماجرای "حاتمی‌کیا کٌشی رسانه‌ای"،‌ نه از جهت یادآوری واضحاتی همچون کم ظرفیتی روشنفکران، که به سبب توجه به سوال مهم‌تری صورت می‌گیرد؛ اینکه حاتمی‌کیا روی کدام یک از مقدسات سینمای روشنفکری دست گذاشته که این چنین تند مورد توهين قرار گرفته است؟ که اگر صحبت از مقدسات روشنفکری در میان نبود، اعمال چنین دافعه‌ی گسترده‌ای برای کسی که مدت‌ها در جذب او توسط همین جریان کوشش شده، محلی از اعراب نداشت.

به نظر می‌رسد که نمی‌توان هجمه‌ی اخیر به حاتمی‌کیا را فقط به نامه‌ی آخر او منتسب كرد؛ چرا که این چندمین باری است که حاتمی‌کیا پس از ساخت "گزارش یک جشن" و نارضایتی هواداران سنتی‌اش از این فیلم، با مصاحبه‌هایی، روشنفکرانی را هم که تازه به طیف طرفداران او پیوسته‌اند، کاملاً ناامید می‌کند. به طور مثال، می‌توان به مصاحبه‌ی او با شهروند امروز و پاسخ‌هایش به سؤال‌های آمیخته با شیطنت خبرنگار این نشریه اشاره کرد که بازتاب‌های زيادي هم در رسانه‌ها داشت. و یا گفتگوی او در برنامه‌ی پارک ملت با شهیدی‌فر که با عذرخواهی اشک‌آلود حاتمی‌کیا از خانواده‌ی شهدا به دلیل قصور در ساخت فیلم‌های درخور نام فرزندان‎شان و یاد حماسه‌ی آنان همراه شد.

آنچه در تمام این مصاحبه‌ها به آن اشاره شده، انتقاد تند حاتمی‌کیا از جریان فیلم‌سازی برای جشنواره‌ها و گلایه از کارگردانان ایرانی برای شکایت بردن از اوضاع داخلی به نزد بیگانه است. به طور مثال، او در مصاحبه با شهروند امروز چنین می‌گوید:‌ «من اگه قهر هم بكنم. شايد بروم زيرزمين يا انباري خونه. ولي دوست ندارم سر از خونه غريبه در بيارم... براي من دستگاه مميزي همه‌ی نظام نيست. ارغوان و گزارش هم همه‌ی حاتمي‌كيا نيست. درسته كه اين گربه بي‌وفاست، ولي من پامو از اين نقشه اونور نمي‌گذارم. وقتي اين بحث مياد وسط، ديگه برايم خاتمي و احمدي‌نژاد و هاشمي رفسنجاني مطرح نيست. يه مفهوم خيلي بزرگتره كه اگه اون ترك برداره، ديگه عزت نفسي برايم نمي‌مونه كه بخوام چيزي بگم.» شاه‌بیت نامه‌ی حاتمی‌کیا به فرهادی هم دقیقاً حاوی چنین مفهومی است. بدین ترتیب می‌توان گفت که حاتمی‌کیا این روزها نه فرهادی، که رویکردهای سینمای جشنواره‌ای را به باد انتقاد گرفته است.

همین اشاره‌ی حاتمی‌کیا به جریان ناسالم فیلم جشنواره‌ای در ایران که 30 سال است با سیاه‌نمایی درباره‌ی اوضاع داخلی کشور، خون سینمای ایران را می‌مکد و در عوض کف و سوت خارجی‌نشین‌ها را تحویل می‌گیرد، کافی است تا دستور "حاتمی‌کیا کشی رسانه‌ای" صادر شود! به عبارت دیگر، حاتمی‌کیا هنگامی وارد منطقه‌ی "انتقاد ممنوع" سینمای ایران می‌شود که صحبت از فیلم ساختن برای بیگانه می‌کند! و اگرنه این انتقاد از فرهادی نیست که خون روشنفکران ایرانی را به جوش می‌آورد؛ چرا که فرهادی فقط عاملی است برای رونق دوباره‌ی سینمای جشنواره‌ای در ایران پس از دوره‌ی به سرآمده‌ی موفقیت‌های کیارستمی، مخملباف و پناهی در دهه‌ی 70.

جالب آن است که بیش از دو دهه‌ی قبل، هنگامی که آوینی بزرگ در نقش سردمدار مبارزه با سینمای جشنواره‌ای ظاهر می‌شد و "کیارستمی بازی" را در سینمای ایران به باد انتقاد می‌گرفت، دقیقاً با همین واکنش‌های عصبی عجیب و غریبی روبرو می‌شد که حالا شاگرد مکتب او -آن گونه که حاتمی‌کیا خود ادعا می‌کند- روبرو می‌شود و این بدان معناست که روشنفکران هنوز هم با همان قوت قبلی، بر تقدیس سینمای جشنواره‌ای اصرار دارند. سینمایی که بها دادن مدیران سینمایی وقت به آن در سال‌های موسوم به سینمای گلخانه‌ای، سرنوشت سینمای ایران را عوض کرد و به انحراف کشاند. چنانکه "مشق شب" بچه ها مهم‌تر از فتح خرمشهر و فاو شد و سینمای ایران را از زندگی شهری به روستاها و حلبی‌آباد‌ها رساند.

و حالا در حالی که به وضوح تاریخ انقضای سینمای کیارستمی سرآمده است و حتی اکران دو فیلم آخر او در ایران -آن هم پس از سال‌ها- نیز دیگر خیلی هیجان انگیز نیست، فرهادی پس از یک دهه افول سینمای جشنواره‌ای، بر جایگاه پیشین کیارستمی تکیه زده و از مصونیت نقد برخوردار شده است. چنانچه تحسین یا نقد فرهادی معیار سواد و بی‌سوادی در سینمای ایران شده است و این يعني کارگردانان سینمای ایران فقط تا زمانی که توسط جشنواره‌های خارجی تکریم و تعظیم می‌شوند، مورد حمایت بی‌چون و چرای روشنفکران قرار دارند و به محض عدم توجه همین جشنواره‌ها به آنها، از دور توجهات و تشویق‌ها خارج می‌شوند.

به نظر می‌رسد که این روزها حاتمی‌کیا دست روی یکی از مهم‌ترین معضلات سینمای ایران گذاشته و شجاعانه وارد منطقه‌ی ممنوعه‌ی "انتقاد از سینمای جشنواره‌ای" شده است و از همین رو شایسته است که بیش از قبل حمایتش کنیم؛ اگرچه هنوز هم از او بابت "گزارش یک جشن"‌اش دلخور باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 23:58  توسط مرتضی  | 

آیا در هالیوود سینمای ضدجنگ هم وجود دارد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 21:25  توسط مرتضی  | 

رنگ بیداری اسلامی روی پرده سینماها و غفلت هایی که باید رفع شود

شکار خوب سینمای ایران برای جهانی شدن

این فیلم که در محتوا کاملا مشابه بهترین آثار سینمایی دنیاست، دو سال پیش در جشنواره فیلم فجر مورد توجه کارشناسان قرار گرفت و حتی صحبت از پخش گسترده جهانی این فیلم به دلیل ویژگی‌های مضمونی‌اش در رسانه‌ها مطرح شد ولی متاسفانه نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه این اثر 2 سال معطل اکران بود. . .
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 22:29  توسط مرتضی  | 

حاشیه‌های حضور دهنمکی،طالب‌زاده و بازیگر نقش حضرت‌مسیح در جمع‌دانشجویان
ده‌نمکی: فیلم "رسوایی" رسوایشان می‌کند/ خاطره شنیدنی طالب‌زاده از فیلم "بشارت منجی" + عکس
خبرنامه دانشجویان ایران: عصر دیروز، سه شنبه دوم آبان 90 مسعود دهنمکی کارگردان پرفروش ترین فیلم سینمای ایران، نادر طالبزاده نویسنده، کارگردان، مستند ساز و مجری برنامه "راز"، احمد سلیمان نیا بازیگر نقش اول فیلم "بشارت منجی" و شکاری تدوینگر فیلم "بشارت منجی" مهمان برنامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد بودند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ابتدای این برنامه مهدی رجب بلوکات دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد برای دانشجویان حاضر در این برنامه سخنرانی کرد.

دانشجویان دانشگاه شاهد با تقدیر از مسعود دهنمکی کارگردان سه گانه "اخراجی‌ها" که پرفروش ترین، پر مخاطب ترین و به استناد نظرسنجی‌ها بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران از نظر مردم است، از زحمات چندساله وی برای سینمای ایران تشکر کردند.

مسعود دهنمکی نیز که در ابتدا قصد سخنرانی برای دانشجویان را نداشت وقتی با تشویق حضار مواجه شد به پشت تریبون رفت و سخنرانی کوتاهی برای دانشجویان داشت.

وی  از اینکه دانشجویان برای سومین بار او را به دانشگاه شاهد دعوت کرده اند تشکر کرد و افزود: من مشغول ساخت فیلم جدید خودم هستم ولی وقتی با دعوت شما مواجه شدم نتوانستم این دعوت را رد کنم.

بیش از 3500 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد به دیدن فیلمهای این کارگردان رفته اند.

مسعود دهنمکی در سخنرانی خود خبر از فیلم جدیدش با نام "رسوایی"داد و گفت: فیلم رسوایی دارای مضمونی است اجتماعی است و با پرداختن به زندگی فردی یک چهره فیلمی پرحاشیه خواهد بود. وی در ادامه افزود: مطمئنا این فیلم هم مثل فیلمهای قبلی جنجالهای زیادی به راه خواهد انداخت.

وی در توضیح حاشیه های فیلم اخراجی های 3 گفت: فیلم اخراجی های 3 حاشیه های زیادی داشت و فیلمی بود که باعث شد جنجال های زیادی علیه من صورت بگیرد. جنجالهایی که هنوز هم بعد از گذشت یک سال از اکران این فیلم ادامه دارد.

دهنمکی در جواب یکی از دانشجویان که نظر وی را در مورد نظرسنجی پرمخاطبترین فیلم ایران در برنامه پارک ملت خواسته بود گفت: با اینکه در این برنامه سعی شد تا هرطور شده فیلمهایی که مرتبط با طیف روشنفکری ایران است را به عنوان محبوبترین فیلمهای سینمای ایران معرفی کنند باز هم دیدند که مردم چه فیلمهایی را می پسندند.

وی در ادامه افزود: واکنش این برنامه به نظرات مردم هم بسیار جالب بود. تا وقتی که فیلم های طیف روشنفکری دارای تعداد رای بیشتری بود آنها مردم را به شرکت در قرعه کشی تشویق می کردند و نظرات مردم را مهم می دانستند اما وقتی فیلم اخراجی ها در رتبه یک قرار گرفت آنها از مردم خواستند که با چشم های باز و آزادانه نظر دهند و فیلم اخراجی ها را فیلمی سطحی برشمردند.

وی در ادامه گفت: اين صحبت ها همه بازي‌هاي سياسي است و حتی اگر آنها در انتخابات آينده رياست جمهوري در كنار صندوق جمع آوري آرا، صندوق نظرسنجي قرار دهند و رفراندومی برای فیلمها ایجاد کنند خواهند دید که فیلمهای ارزشی دفاع مقدس محبوب تر خواهند بود.

ده نمكي در پایان گفت:‌ ترس اينها از اخراجي ها نيست بلكه آنها مي دانند كه اگر بچه هاي حزب‌اللهي وارد عرصه سينما شوند سينما را به آنچه كه اهداف انقلاب است مي‌رسانند.

در ادامه برنامه نادر طالب زاده، کارگردان، نویسنده، مستندساز و مجری برنامه راز به سخنرانی برای دانشجویان پرداخت.

وی با تشریح رویدادهای اخیر در آمریکا که با نام "جنبش وال استریت" شناخته می‌شوند تاکید کرد: عقب نشینی آمریکا از عراق نشان از این دارد که سیاستمداران آمریکایی از این جنبش مردمی ترسیده اند و قصد دارند از انقلابی که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی و غیر آمریکایی از وقوع آن خبر داده اند جلوگیری کنند.

طالبزاده با اشاره به تهدید های آمریکا علیه ایران تصریح کرد: آمریکا قصد دارد تا به بهانه ای برای به راه انداختن جنگ علیه ایران بتراشد تا به زعم خود نظام آمریکا را از فروپاشی نجات دهد و نمونه این بهانه تراشی ها ترور سفیر عربستان در آمریکا است.

وی در پایان سخنرانی اش با تاکید بر نقش تک تک دانشجویان در عرصه فرهنگی کشور از آنها خواست تا با تلاش فراوان، خود را برای مقابله با فرهنگ در حال فروپاشی غرب آماده کنند و بدانند که هرکدام از آنها تاثیر گذار هستند.

در ادامه برنامه دانشجویان با اهدای هدایایی به نادر طالب زاده، شکاری و احمد سلیمان نیا، کارگردان، تدوینگر و بازیگر فیلم "بشارت منجی" از زحمات آنها برای سینمای انقلاب اسلامی تشکر کردند.

در حاشیه این برنامه طالب زاده با نقل خاطره ای از سلیمان‌نیا بازیگر نقش حضرت مسیح(ع) گفت: این اولین بار است که من این نکته را برای دیگران می گویم. با اینکه فیلم "بشارت منجی" در تابستان ساخته شد اما احمد آقا در تمام طول مدتی که در حال بازی نقش حضرت مسیح(ع) بود روزدار بودند.
 
دانشجویان پس از این خاطره سلیمان نیا را به شدت تشویق کردند.

وی همچنین افزود: اولین کشوری که این فیلم را برای مردمش خریداری کرد کشور تونس بود که آن را در ایام ماه مبارک رمضان به نمایش درآورد و اکنون من خوشحال هستم که این ملت انقلابی توانستند کشور خود را آزاد کنند.

این برنامه که با حضور 800 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد برگزار شد افتتاحیه ای بود برای اردوی غدیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد که هرساله در مشهد مقدس برگزار می‌شود. دانشجویان در هفته آینده به مشهد مقدس خواهند رفت.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 22:26  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 22:24  توسط مرتضی  | 

استقبال گسترده دانشجویان از فیلم "شکارچی شنبه" و بی مهری مسئولان
شیخ طادی در جمع دانشجویان: از "شکارچی شنبه" حمایت نمی‌شود

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 22:18  توسط مرتضی  | 

سلحشور:در لجنزاري به نام سينما نمي توان حرف از اسلام زد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 20:4  توسط مرتضی  | 

جشنواره فیلم فجر با هدایت جریان انحرافی برگزار می شود؟
 
پس از برگزاری ناموفق جشنواره فیلم کیش، که با هماهنگی و حمایت جریان انحرافی و برای جلب حمایت هنرمندان از این گروه برگزار شد، در اقدامی تعجب برانگیز مسوولیت برگزاری مهمترین رویداد سینمایی کشور به این عده واگذار شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:56  توسط مرتضی  | 

صلوات براي شادي روح استيو جابز در يک مراسم رسمي

+جوابیه ارشاد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 3:3  توسط مرتضی  | 

تحلیل آماري و موضوعی از فيلم هاي روي پرده در این روزها

سینمای ایران انقلاب اسلامی را چگونه بازتاب می‌دهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 3:1  توسط مرتضی  | 

دروغگويي ميلاني و پوراحمد در مصاحبه با سايت سلطنت طلب!
تهمينه ميلاني و كيومرث پوراحمد در گفت وگو با يك سايت فعال براي براندازي نظام، به بهانه حمايت از دو مجرم ضدامنيتي ادعاهاي عجيب و غريبي را بازگو كردند.

به گزارش جهان به نقل از كيهان اين دو در حالي با سايت روز گفت وگو كرده اند كه اين سايت با بودجه دولت هلند در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي فعاليت مي كند.

تهمينه ميلاني در اين گفت وگو مدعي ممانعت نظام از نقد جامعه در آثار هنري شده است، اما توضيح نداده كه اگر اين سخن واقعيت دارد پس چگونه است كه اكثريت فيلم هاي به نمايش درآمده در جشنواره فيلم فجر، نه تنها نقد جامعه كه محتوايي آشكارا عليه دين اسلام و نظام را دارا هستند؟

ميلاني قبلا در برنامه هفت شبكه سوم سيما، مردم ايران را عقده اي خطاب كرده بود.

كيومرث پوراحمد كه چند سال است به ساخت آثار تجاري دچار شده نيز در اين گفت وگو باز هم خودش را «هنرمند مستقل» معرفي كرد. عنواني كه با مصاحبه با يك رسانه دولتي ضدبشري غربي در تناقض است.

او در اين گفت وگو، ادعا كرد: اصولا جمهوري اسلامي از ما خوشش نمي آيد، از فيلمسازان مستقل خوشش نمي آيد، از تفكر مستقل خوشش نمي آيد و براي ارعاب و ترساندن و براي اينكه ما در آرامش نباشيم و نتوانيم كار كنيم دست به چنين اقداماتي مي زند، البته پور احمد در حالي اين ادعا را مطرح كرده كه اغلب فيلم هايش را با بودجه دولتي ساخته است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 2:58  توسط مرتضی  | 

مقایسه پر ابهام سلحشور بین جولی و بازیگران زن سینمای ایران

آقای سلحشور! پوشش آنجلینا بهتر است یا بازیگران وطنی؟! + عکس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 13:3  توسط مرتضی  | 

گاف هاليوودي درباره مافیای‎موادمخدر مکزیک و ترور سفیر عربستان

گروه بين‌الملل- سناریوی هالیوودی امریکا علیه ایران با ادعاي طراحي ترور سفير عربستان در حالي در آستانه‌ی جنبش وال استریت از سه‌شنبه شب به وقت تهران كليد خورد و به سرعت به خبر اول رسانه‌هاي دنيا تبديل شد كه به نظر مي‌رسد هيچ هدفي مهم‌تر از تحت تأثير قرار دادن اعتراض‌ها در امريكا و انتقال جهت ضد امريكايي تحولات منطقه به سمت دو قطبي شيعه سني با رو در رو قرار دادن ايران و عربستان ندارد.

اين در حالي است كه ادعای برنامه‌ی ترور سفیر عربستان در واشنگتن با برنامه ریزی سپاه قدس به مباشرت مافیای مواد مخدر مکزیک، سکه ی دو رویی است که در باره ی "خط" آن باید گفت این سناریو دقیقاً همانند سازی آشوب های دو سال قبل لندن است که در اوج درگیری های مردم با پلیس، ناگهان پیام تهدید حملات تروریستی "بن لادن" به مخاطبان اروپایی -که انگلیس بحران زده نیز جزو آن است-، مخابره شد تا از قبل آن، رژیم بریتانیا، هم‌پیمان امریکا در حمله به عراق و افغانستان، بتواند خیابان های پایتخت را که علی الاصول محل انفجار های القاعده می بود، از جمعیت معترض تهی كند.

اما با بازی مشکوک شکار و به دریا انداختن بن لادن و در یک کلام سوختن کارت "ارعاب و تهدید بن لادن در موقع نیاز"، این بار این پیام از سمت دیگری باید به قیام یکپارچه‌ی وال استریت در آمریکا که بیش از 1000 شهر را در بر گرفته مخابره می شد و چه گزینه ای بهتر از سپاه قدس، که علاوه بر کارکرد مذکور، با متهم كردن آن به ترور بی حاصل یک سفیر، می توان مانع ریخته شدن آب به آسیاب ایران در دوره‌ی بهار عربی و غربی شد.

اما روی دیگر سکه، متهم کردن ایران به دست داشتن در دستگاه مافیایی عریض و طویل مکزیک و به سبب آن، تشدید ایران هراسی میان کشورهای امریکای لاتین یعنی حیات خلوت سابق امریکا و حوزه‌ی نفوذ فعلي ایران است.

تلاش آمریکا در نسبت دادن ارتباط ایران با مافیای مواد مخدرِ مستقر در مرز مکزیک و آمریکا، جهت دیگری از تروریسم یعنی تروریسم مخدر را نیز متوجه ایران می کند. پدیده ای که بلای جان مردم دو کشور آمریکا و مکزیک است.

جالب آنکه حدود سه سال قبل در مکزیک، یعنی در سال‌هایی که اوج فعالیت های جمهوری اسلامی ایران در این کشور بود و هشدار نسبت به این مسئله در اسناد ویکی لیکس و از زبان رئیس جمهور راست‌گرای مکزیک (فیلیپه کالدرون) به رئیس وقت سازمان ملی امنیت آمریکا (دنیس بلیر) موجود است، سفارت جمهوری اسلامی ایران توسط مطبوعات صهیونیستی این کشور متهم به همکاری با مافیای مقتدر و منفور مواد مخدر در مقوله‌ی قاچاق کوکائین به امریکا شد.

ماده ای که در اسرائیلِ آمریکای لاتین (کلمبیا) کشت و از طریق مرز مکزیک به آمریکا ترانزیت می شود. اتهام احمقانه ای که حداقل این مزیت را نسبت به نسخه‌ی 2011 خود داشت که موضوع آن "کوکائین" یعنی ماده‌ی مورد مبادله‌ی قاچاقچیان مواد مخدر بود، نه اینکه همچون سناریوی جدید، "تریاک" را که اساساً تاکنون در دست مافیا و مشتریانش نچرخیده، علم کنند!

کد خبر:104794 -
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 12:53  توسط مرتضی  | 

 

روزنامه مردم سالاری

 خودکشي آنجلينا جولي

اين روزها بازيگران فيلم اخراجي ها 3 هرجا مي روند درباره پشيماني از بازي در اين فيلم مورد سوال قرار ميگيرند و شايد بر همين اساس است که آنجلينا جولي آمده و گفته: هيچ اشکالي نداره، خودم در فيلم جديد مسعود ده نمکي بازي ميکنم! اما ده نمکي هنرمندي نيست که به اين راحتي ها هر بازيگر يا نابازيگري را بپذيرد و مطرحش کند، براي همين هم سايتهاي خبري خبر داده اند که او پيشنهاد آنجلينا را نپذيرفته است. آفرين! آفرين که اين قدر براي هنر ناب ارزش قائل است!
بعضي اخبار حاکي از اين است که آنجلينا جولي پس از شنيدن اين جواب رد، رفته تا از طبقه نودم يکي از برجهاي تهران خودش را پايين بيندازد و به زندگي هنري و غير هنرياش پايان دهد اما براد پيت شوهرش مانع از اين کار شده و گفته:  ببين، من هم نميتوانم در اين آثار هنري گرانقدر بازي کنم و مجبورم در فيلمهاي درپيتي مثل تروا بازي کنم . اي کاش من مي توانستم جاي گرينف در اخراجي ها بازي کنم تا بعضي ها از من در سخنراني هاي شان تعريف مي کردند ولي اين دليل نمي شود که خودکشي کنيم! آنجلينا جولي جواب داد: نه براد، ولم کن، من بايد خودکشي کنم ! براد پيت در همين راستا از ده نمکي خواسته که در تصميمش تجديد نظر کند و حد اقل نقش يک سياهي لشگر را به آنجلينا جولي بدهد تا خودکشي نکند.
يکي از رسانه هاي آمريکايي هم خبر داده که علت اينکه آنجلينا جولي به طبقه نودم رفته تا خودکشي کند اين است که در سال 1390 اين جواب رد را از ده نمکي شنيده و مي خواهد انتقامش را از اين سال بگيرد. البته معلوم نيست چرا آنجليا جولي نرفته طبقه يازدهم . مگر سال 2011 نيست؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 15:8  توسط مرتضی  | 

روزنامه اعتماد:

مروري بر 10فيلمي كه اكران نشدن‌شان جنجالي و خبرساز شد

توقيفي‌ها!
حسين لامعي

نوبت عاشقي



1369

فيلمي از محسن مخملباف كه با وجود حضور در جشنواره فيلم فجر توقيف شد و به نمايش عمومي در نيامد. داستان فيلم: پيرمردي سنگين‌گوش كه مشغول ضبط كردن صداي پرندگان در پارك است از رابطه زني شوهردار، با مردي جوان و موبور مطلع مي‌شود. پيرمرد به همسر مومشكي زن اطلاع مي‌دهد و او جوان مزبور را به قتل مي‌رساند و همسر خود را زخمي و خود را تسليم مي‌كند. او در دادگاه محكوم مي‌شود... و اين فيلم در زمان 69 دقيقه به تهيه‌كنندگي مجتمع نمايشي شاهد، شركت‌دار سيب ساخته شده است. دليل توقيف اين فيلم را به رابطه بي‌بندوبارانه ميان مرد و زن فيلم مربوط مي‌دانند.





اين فيلم به كارگرداني داريوش مهرجويي مانند به رنگ ارغوان و حاجي واشنگتن هميشه در توقيف نماند و پس از چند سال به نمايش عمومي درآمد؛ بدون حتي ذره‌يي سانسور، كه اوج اعمال نظر سليقه‌يي و شخصي در بين مسوولان را نشان داد.بسياري ديدگاه خاص داريوش مهرجويي نسبت به طبقه محروم در اين فيلم را دليل توقيف فيلم دانسته‌اند. مسوولان آن زمان سينمايي ارشاد دليل توقيف اين فيلم را دستوري از رده‌هاي بالاي سياسي دانسته‌اند، ولي شخص داريوش مهرجويي دليل توقيف فيلمش را سليقه شخصي آن دوره مسوولان دانسته و دلايل ديگر را حرف‌هاي بيهوده و بهانه‌جويي مي‌داند.



اين فيلم همزمان با فيلم ديگر مخملباف- نوبت عاشقي- با بازيگري منوچهر اسماعيلي و مژگان نادري ساخته شده است. در اين فيلم يك استاد دانشگاه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، در اثر تصادف با اتومبيل و عدم توجه مردم به اين حادثه همسرش را از دست مي‌دهد و خودش نيز فلج مي‌شود.دليل توقيف اين فيلم را هم مانند «نوبت عاشقي»، ديگر فيلم توقيفي مخملباف در اين سال، رابطه مفسدانه ميان مرد و زن فيلم اعلام كرده‌اند. «شهيد آويني» پس از ديدن اين دو فيلم، مخملباف را كارگرداني سطحي و شعارزده ناميد كه اصول كارگرداني سينما را حتي اندازه دانشجويان مبتدي و بي‌سليقه هم بلد نيست.



فيلم جنجالي داوود ميرباقري؛ اكبر عبدي در لحظاتي با گريم زنانه مقابل دوربين ظاهر شد كه سبب واكنش‌هاي تند گروه‌هاي مختلف سياسي شد. بسياري از احزاب سياسي در مقابل سينماهاي نمايش‌دهنده آدم برفي در تهران و شهرستان‌ها تجمع كرده بودند و حتي در بعضي سينماهاي تهران سردر سينماهايي كه تبليغ اين فيلم را داشتند به آتش كشيده شد. محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور ايران در گفت‌وگويي با ميرباقري آدم برفي را فيلم محبوب خود در سينماي ايران ناميده است. محمدرضا شريفي‌نيا هم مسوول تجمعات اعتراض‌آميز نسبت به فيلم را مسعود ده‌نمكي دانسته بود! ده‌نمكي اين امر را به كلي تكذيب كرده است.



فيلم جنجالي ابراهيم حاتمي‌كيا بيش از 20 دقيقه‌اش زير تيغ رفت. دليل توقيف اين فيلم را پرده‌دري ابراهيم حاتمي‌كيا و خودسري‌اش در نشان دادن مناسبات سياسي پشت پرده، و توهين به سپاه پاسداران دانسته‌اند. حاتمي‌كيا در كنفرانس مطبوعاتي فيلم در جشنواره راش‌هاي سانسوري فيلم را به جلسه آورد و قصد به آتش كشيدن اين قطعه‌ها را داشت! حاتمي‌كيا پس از سانسور 20 دقيقه‌يي اين فيلم اعلام كرد: ديگر فيلمي با پيش زمينه دفاع مقدس نخواهم ساخت تا آدم‌هاي كوتاه‌قد براي فيلم‌هايم تصميم‌گيري نكنند. نكته قابل توجه آن است كه آن 20 دقيقه سانسور شده از فيلم موج مرده، توسط تهيه‌كننده خود اين فيلم ‌ـ موسسه روايت فتح‌ـ صورت گرفته است.



فيلم پناهي در سه اپيزود كه به هم مي‌پيوست، به ناهنجاري‌هاي اجتماعي درباره مسائل زنان مي‌پردازد و نگاهش هم بسيار تلخ و گزنده و خالي از اميد است. همين تلخي و فقدان روزنه اميد و راه نجات، فيلم را به صفت مشهور اين روزها يعني سياه‌نمايي نزديك كرده و راه را براي نمايش عمومي آن در كشور بسته است.فيلم در اين سال‌ها با توزيع در نمايش خانگي زيرزميني مخاطب خود را در فضايي بيرون سالن سينما به دست آورد. فيلمي به كارگرداني جعفر پناهي با بازي فرشته صدرعرفايي و فيلمنامه‌يي از كامبوزيا پرتوي. در اين فيلم سه زن ولگرد خياباني، پس از فرار از چنگال قانون، درخيابان‌ها پرسه مي‌زنند... اين فيلم جايزه شير طلايي جشنواره فيلم ونيز را دريافت كرد.

فيلمي به كارگرداني جعفر پناهي با فيلمنامه عباس كيارستمي. داستان اين فيلم حول سرقت از يك جواهر فروشي مي‌كرد. در اين فيلم پناهي تلاش كرده به شكلي مساله شكاف طبقاتي را در ميان مردم ايران بررسي كند.طلاي سرخ در پنجاه و ششمين دوره جشنواره فيلم كن (1382) جايزه هيات داوران در بخش بهترين فيلم و در سي و نهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم شيكاگو جايزه بهترين فيلم را به خود اختصاص داد. دليل توقيف اين فيلم پناهي كمي با توقيف ديگر فيلم‌هايش متفاوت بود، اين‌بار عدم موافقت پناهي با حذف سه دقيقه از فيلم باعث توقيف فيلم بوده است. هرچند عده‌يي هم «تيره بودن» اين فيلم را باعث توقيفش دانسته اند.



فيلمي ساخته جعفر پناهي با فيلمنامه‌يي مشترك از جعفر پناهي و شادمهر راستين. اين فيلم درباره دختري است كه به ياد قربانيان بازي ايران و ژاپن تصميم مي‌گيرد با پوشيدن لباس پسرانه وارد ورزشگاه آزادي شود، تا در بازي حساس ايران و بحرين جاي آنها خالي نباشد. اما به دليل ممنوعيت ورود زن‌ها به استاديوم دستگير مي‌شود. دليل توقيف اين فيلم پناهي مربوط مي‌شود به نشان دادن مساله حضور زنان در ورزشگاه...اين فيلم به دليل توقيف و به نمايش درنيامدن در ايران نتواست نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي سال 2007 شود.



به رنگ ارغوان سيزدهمين فيلم بلند ابراهيم حاتمي‌كيا داستان عشق يك مامور اطلاعات به دختر يكي از سركرده‌هاي منافقين است. فيلم توسط يكي از نهادهاي امنيتي توقيف شد و چهار سال در توقيف ماند. اين فيلم پس از توقيف چهارساله، وارد جشنواره فجر شد و چند سيمرغ را با هم كسب كرد. ابراهيم حاتمي‌كيا دليل توقيف اين فيلم را نگاه سطحي و كوته‌بينانه مسوولان به مقوله‌هاي مختلف اجتماعي/ سياسي/انساني دانست. همچنين به رنگ ارغوان در نظرسنجي منتقدان «مجله فيلم» هم بهترين فيلم جشنواره بيست و هشتم انتخاب شد. اين فيلم در سال 1383، با بازي حميد فرخ نژاد، خزر معصومي و... ساخته شده است.



فيلم داريوش مهرجويي در جشنواره فجر فيلم برتر مردمي شد. ابتدا دليل توقيف اين بود كه سالن‌ها متشنج و توان كنترل از دست ارشاد خارج خواهد شد. پس از آن برخي نهادهاي ديگر وارد ماجرا شد و فيلم را به دليل تابوشكني‌ها و هتك حرمت به حريم خانواده توقيف كرد. پس از توقيف نسخه‌ قاچاق بين مردم چرخيد. مهرجويي عنوان كرد كه نسخه‌ غيرقانوني با نسخه نهايي آماده پخش متفاوت است و خريد آن را «شرعا حرام» دانست. تهيه‌كننده و مهرجويي شماره حسابي اعلام كردند تا علاقه‌مندان بهاي بليت را واريز كنند و عوايدش صرف خيريه شود. در1389 مدتي قبل از سكته قلبي و مرگ تهيه‌كننده آن (فرامرز فرازمند) در سن55سالگي، مجوز اكران ويديويي فيلم صادر شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 15:2  توسط مرتضی  | 

مطالب قدیمی‌تر